فتوگرافیسم

فتوگرافیسم

فتوگرافیسم چیست؟

فتوگرافيسم به مجموعه ای از روش های گرافيکی و هدف مند کردن تصاوير عکاسی گفته می شود که کاربردهای گسترده ای در آثار گوناگون گرافيک دارد. اين رويکرد در هنر گرافيک را می توان گونه ای گرافيک عکس محور که عکس، در جذابيت و انتقال پيام اثر نقشی محوری و بنيادين دارد برشمرد.

پیدایش فتوگرافیسم

سرآغاز پيدايی فتوگرافيسم به شيوه های معمول امروزين را می توان درتلاش برخی هنرمندان باهاوس در آلمان، هنرمندان معترض به جنگ در فاصلهٔ دو جنگ جهانی و عکاسان تبليغاتی، مُد وطراحان پيشرو گرافيک، بيشترين تأثير را در کشف و گسترش امکانات مربوط به اين پديده بر عهدهداشته اند.
در دههٔ ۱۳۹۰، طراحان گرافيک که بيشتر بر پايهٔ تصويرگری و نقاشی به توليد آثار خودمی پرداختند، اندک اندک از اين روش فاصله گرفته و با کمک تجربه های با ارزش در مدرسه هنریباهاوس، نگاه آنان به فرم های بصری ساده و آبستره برای انتقال معنا و مفهوم های گوناگون در آثارشان معطوف شد.
امکانات جديد و برخی تکنيک های خلاقانه عکاسی توسط پيکابيا ،مَن ری و لازلو موهولی ناگی و ديگران ابداع شد. امکاناتی از جمله؛ فتوگرام، فتومونتاژ، فتوکولاژ، ترکيب يا روی هم انداختن تصاوير، تصاوير سيلوئت يا سايه نما، تصاوير کنتراست زياد، سولاريزه کردن، پوستری کردن و ديگر تکنيک های تاريک خانه ای که شماری از آنها درقرن نوزدهم کشف شده بود و مدرسان و تجربه گران باهاوس برخی از آنها را برای بيان مفاهيم جديد در آثار خود به کار گرفتند.
سادگی فرم و قابليت های بيانی اين شيوه ها، با امکانات بالقوهٔ هنر گرافيک تطابق يافت و در ميانهٔ سال های جنگ جهانی دوم و پس از آن، اين تکنيک های عکاسی به عنوان شيوه هايی برای ايجاد يک اثر گرافيک شناخته شدند. موهولی ناگی، طی پژوهش و تجربه های مربوط به چاپ حروف، از طريق چاپ نسخه نگاتيو و روی هم نهادن تصاوير به نتايج جالبی دست يافت که می توان آنها را ((تجربه های آبستره)) ناميد.
اين تجربيات بعدها توسط عکاسان بزرگ ديگری نيز در زمينه های گوناگون عکاسی از مناظر شهری، ساختمان ها و ابزار و وسايل صنعتی برای تبديل عکس ها به فرم های انتزاعی به کارگرفته شد.

تجربه های عکاسی آبستره به چند گونهٔ اصلی قابل دسته بندی و بررسی است

در دههٔ ١٩٥٠ گسترش صنعت و توليد در دوران پس از جنگ، سبب رفاه نسبی و همگانیجامعهٔ مصرفی در کشورهای غربی شد. اندک اندک به کارگيری عکس های تبليغاتی و عکاسی صنعتی در آگهی های تجاری رواج يافت و متأثر از شوخ طبعی هنر پاپ آرت در دو دهه ٥٠ و ٦٠ ميلادی، آگهی های تجاریاز شکل های گوناگون مونتاژ يا کولاژ عکس، بسيار سود بردند. اين نکته را نيز نبايد ناديده گرفت کهدر اين سال ها، پيشرفت های مربوط به فن چاپ؛ امکان چاپ عکس های رنگی با کيفيت خوب را درنشريات فراهم کرده بود و آگهی های تجاری بسياری در نشريات، با تکيه بر محوريت عکس های رنگیمنتشر می شد.با اين که بيشتر تکنيک های به کارگرفته شده در اين آگهی ها، امروز بسيار کهنه و پيشپا افتاده به نظر می رسند، اما دههٔ ١٩٥٠به دليل رواج گستردهٔ روش های تاريک خانه ای، شناخت ارزش های تبليغاتی و مهم تر از آن، کشف قابليت های ذهنی عکاسی برای القای معنا يا پيام، دهه ای مهم برای کاربرد عکس در گرافيک به شمار می رود. که البته اين موفقيّت کاربرد عکس در تبليغات، در دهه های ٦٠ و ٧٠ ميلادی فزونی يافت.
در اين دوران؛ چنانکه پيشتر نيز گفته شد، بايد بر نقش مهم نشريات پرُ شمارگانی که برخی از آنها گسترهٔ توزيع بين المللی نيز داشتند، در به کارگيری گسترده از عکس و توسعهٔ بينش عکس محور در ميان خوانندگان خود تأکيد کرد

بالا